گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
71
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
مكتوبى كه اعتمادالدوله به امر پادشاه ايران نگاشته است عاليجناب بايد بدانند كه ولينعمت من كه حياتم وابسته به اوست به اينجانب ، بنده درگاهش امر فرموده است كه به اطلاعتان برسانم چند برده دانا بنواختن ارگ و چنگ را از گوآ برايشان بفرستيد . چند روز پيش در اين باره با مترجم عاليجناب صحبت كردم ، در جوابم گفت كه موضوع را بحضورتان معروض خواهد داشت . معهذا اين نامه را مىنويسم تا تقاضا كنم كه در اعزام نامبردگان دقت و تسريع لازم را مبذول فرمايند . انجام اين امر پادشاه ، از سوى شما موجبات ازدياد مودت ميان ايشان و عاليجناب خواهد شد . سايه آن جناب همواره مستدام باد . ميرزا طاهر اعتمادالدوله روز شنبه سىام ديوان بيگى برادر خان لار را ملاقات كردم وى بجاى سردارى كه براى مقابله با اعراب اعزام شده بود منصوب گشته بود . او به من گفت كه از مدتها قبل مىدانسته است كه طى سال جارى جنگى صورت نخواهد گرفت و دليل آن كمبود آذوقه نيست بلكه علت مهم ديگرى دارد و در صورتى كه قول دهم آن را جائى ابراز ندارم و بعنوان سرى حفظ كنم خواهد گفت ، من اين قول را به وى دادم ، او گفت بعد از عزيمت سردار به كازرون براى جمعآورى افراد جهت قشون ، به پايتخت خبر رسيده بود كه اعراب با بلوچها كه بوسيله دماغه جاسك در همسايگى ايران قرار گرفتهاند ، متحد شدهاند تا در صورتى كه ايران به اعراب اعلام جنگ دهد آنها در همان موقع به گمرون و سپس به لار حمله نموده و شهر شيراز را تصرف نمايند . زيرا بلوچها افراد جسور و لايقى هستند و هميشه موجب وحشت ايرانيها بودهاند . گو اينكه كمبود آب و آذوقه هم آشكار بوده ولى اين خبر را تا اندازهاى قابل قبول دانستم .